قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
کوروش کبیر
خداوند ـ عزّوجلّ ـ، هرگاه بنده ای را دوستبدارد و او اندکْ کار خیری انجام دهد، در برابر آن اندک، به اوپاداشِ بسیار می دهد و دادن پاداش بسیار در برابر کارِ اندک، براو سنگین نمی آید . [امام صادق علیه السلام]
  • قلب کورش شکست (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •  

    قلب کورش شکست و فرشته گریست

     روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت:خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم.آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت:البته!
    _از تو میخواهم یک روز،فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز را بررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
    _چرا چنین چیزی را میخواهی؟به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.
    _خواهش میکنم.آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم.اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.
    خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی،از پاسارگاد بیرون کشید.فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: ((عجب!اینجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.
    _میتوانی مرا بین مردم ببری؟میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.
    و فرشته چنین کرد.کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت.به جز عده ی اندکی،کسی به یاد او نبود .کوروش بسیار غمگین شد اما گفت:اشکالی ندارد.خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.
    در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند:عبدالله!قاسم!...
    _هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!!!

    فرشته گفت:این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
    _اعراب؟!!!

     بله.تو آنها را نمیشناسی.آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت میکردی،و حتی چندین قرن پس از آن،آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.
    کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!!!
    فرشته بسیار تاسف خورد.
    سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود.بعد از مدتی کوروش گفت:تو می دانی که من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم.مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟
    _در ظاهر بله!
    کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟
    _اسلام
    _چگونه آیینی است؟
    _نیک است
    وکوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید و فهمید که بت های زیادی بر قلبهای مردم حکومت می کند.
    _نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
    وفرشته چنین کرد.
    _همین؟!!!
    کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.
    _پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!!!
    و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد

     

    خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم را تسکین دهد.
    فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند.پس از چند دقیقه مرد از کوروش پرسید:راستی شما از کجا می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:
    ایران!
    لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است!
    عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست.
    _مرا به آرامگاهم باز گردان.
    فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن حقوق بانوان، زندان های سیاسی ...
    کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.
    و فرشته گریست.

     

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • کوروش (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •                            

    کورش بزرگ

    الگو و پدر صلح و حقوق بشر جهان

     

    به راستی تا کنون به این موضوع اندیشه اید که چرا شخصیتی مانند کورش که جهان دربرابر بزرگی او شگفت زده است و مشهورترین مورخین - باستان شناسان و خاورشناسان دنیا از او به نام ابر مرد تاریخ جهان یاد کرده اند چرا تا کنون اسمی از او در ایران برده نشده است ؟ یا هیچ حرکتی که شایسته او باشد در جهان نشده است ؟ آیا ادامه راه این شخصیت بزرگ جهانی نمی تنواند راه نجات ما باشد ؟ آیا عربیزه شدن ایران ما به همین دلیل نبوده است که نامی از کورش آورده نشود ؟

    آیا برای ایران که کورش را دارد و خود مهد حقوق بشر جهان بوده است - پسندیده است که امروز دنیا ما را به نام مهد تروریست و خشونت و ناقض حقوق بشر خطاب کند ؟ کورش پدر ملتها - بزرگ قهرمان آن روزگار - سرور آسیا – کسیکه که دشمن او را به نیکی ستایش کرد و او را نمونه یک شهریار والا میدانست امروز کجاست ؟ فره وشی او را می ستاییم و به همین جهت بر آن شدم گوشه ای از شخصیت این ابر مرد جهانی را از چند کتاب جدا کنم و برای هم میهنانم بیاورم تا بدانند او در حد یک پیامبر برای ایران خدمت کرد و ایران یعنی کورش و کورش یعنی ایران . راه او راه جوانان آینده ایران است و هیچ شخصیت غربی و عربی نمی تواند برای ما ایرانیان بالاتر از او باشد :

     

    افلاطون - قوانین 477 تا 347 پیش از میلاد  :

     پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( کورش بزرگ)فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میکردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت .

     

    هرودوت تاریخ هرودو ت 484 تا 425 پیش از میلاد :

     هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند . از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .

    کورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میکردند .

     

    گزنفون :

     ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا کردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است .

    کورش نابغه ای بزرگ - انسانی والا منش - صلح طلب و نیک منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود . کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود . او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد . او ملتهای مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ - بزرگترین - بخشنده ترین - پاک دل ترین انسان تا این زمان بود .

     

    کورش - تورات :

     

    خداوند درباره کورش می گوید که او شبان من است و هر چه او کند آن است که من خواسته ام . منم خداوند  که او  (کورش ) را از جانب مشرق بر انگیختم تا عدالت را روی زمین برقرار کند . من امتها را تسلیم وی میکنم و او را بر پادشاهان سروری میبخشم و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مانند کاهی که پراکنده شود به کمال او تسلیم می کنم . من کورش را به عدالت بر انگیختم و تمامی راهها را در پیش رویش استوار خواهم ساخت . منم که شاهین خود را ( کورش ) را از جانب مشرق فرا خواندم و دوران عدالت را نزدیک آوردم . خداوند کورش را برگزید و فرماندار جهانش کرده است . بازوی او را بر کلدانیها فرو خواهد آورد و راه او را هموار خواهد ساخت . در سال اول سلطنت کورش پادشاه پارس کلام خدا کامل شد . خداوند روح کورش پادشاه پارس را برانگیخت تا در تمامی سرزمینها خود فرمانی صادر کند که ( یهوه ) خدای آسمانها تمام ممالک زمین را بر من داده است و امر داده است خانه برای او در اورشلیم بنا کنم .

     

     دیودور سیسیلی:

    3000 شتر از شوش آورده شد تا اسکندر طلاها و خزانه پادشاهی ایران را که کورش بزرگ آنرا بنا نهاده بود را تخلیه کنند .

     

     بر گرفته از : www.ariarman.com

     

     

     

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • جشن بهمنگان (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •  ایرانی باشیم

     

                                                          

    جشن بهمنگان

     روز دوم بهمن که بهمن روز نام دارد و متعلق به امشاسپند بهمن است جشن بهمنگان نام دارد در این روز در دیگی به نام بهمنجه آشی به نام دانگو از گندم و ماش و عدس و نخود و باقلا و انواع گوشت می پزند و مهمانی می دهند این آش را هفت دانه نیز می گویند دکتر رجبی معتقد است که یکی از ویژگیهای جشن بهمنگان تعاونی بودن آن است و به نظر می رسد هر یک از همسایگان برای پختن آش دانگ خود را به خانه ای که آش در آن پخته می شد می داده است و به این معنی نام آش را دانگو بکار می بردند و به این ترتیب در آشی که فراهم می آمده است همه همسایگان سهیم بودن .انوری درباره جشن بهمنگان گوید:

    بعد ما کزسر عشرت همه روز افکندی      سخن  رفتن و نا رفتن ما  در افواه

    اندر  آمد  ز در  حجره من  صبحدمی         روز بهمن جه یعنی دوم بهمن ماه

    ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم می نویسد بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه در این روز بهمن سفید(نام گیاهی است)با شیر خالص و پاک می خوردند و می گویند حافظه می آورد و فراموشی را ببرد اما در خراسان هنگام این جشن مهمانی می کنند بر دیگی که اندراو از هر دانه خوردنی و گوشت حیوان حلال گوشت و تره و سبزیها وجود دارد.شاعر معروف علی بن طوسی قرن پنجم در کتاب بلغت فرس در باره بهمنجه می نویسد :بهمنجه رسم عجم است چون دو روز از ماه بهمن می گذشت بهمنجه می کردند و این عیدی بود که در آن روز طعام می پختند و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها میافشاندند.فرخی گفته است:

    فرخش باد  و خداوند  فرخنده  کناد          عید فرخنده و بهمنجه و بهمن ماه

    چنانچه از عبارت ابوریحان و اسدی طوسی بر می آید بهمن نیز اسم گیاهی است که مخصوصا در جشن بهمنجه خورده میشد در پزشکی هم این گیاه معروف است و آن بیخی است سفید رنگ یا سرخ مثل زردک(به نظر منظور هویج است)

    اما در ترجمه خرده اوستا  می نویسد :در جشن بهمنگان بمناسبت اینکه امشاسپند بهمن در جهان مادی نگهبان چهار پایان سودمند است از گوشت خوردن پرهیز می کنند. مقایسه کنید با عید قربان در فرهنگ امروزه که برگرفته از فرهنگ اعراب است .اصولا ایرانیان بر خلاف دیگر ملل در جشنها و مراسم خود از قربانی کردن و خونریزی پرهیز می کردند و این رسوم مخصوص رومیان و سامی نژادان می باشد .در هر صورت عید قربان و جشن بهمنگان بر تمامی ایرانیان فرخنده باد و به امید روزی که تمام ایرانیان  هویت اصلی و پاک خود را باز شناسند.

    پاینده ایران 

     

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • تعمیر سقف آرامگاه کوروش ؟؟؟؟؟ (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •  

     

    نقدی بر مدیریت میراث فرهنگی و شیوه مرمت سقف آرامگاه کوروش!

     

    در 26 آبان ماه  خبر از تخریب سقف آرامگاه کوروش در جریان مرمت این بنا داده شد. مسئولان سازمان میراث فرهنگی و مدیر بنیاد پژوهشی پارسه در حالی این خبر را تکذیب کردند که مستندات موجود تصویری خود روایت صادقی است تا افکار عمومی در خصوص مرمت یا تخریب بودن اینگونه رفتار با میراث فرهنگی کشور به قضاوت بنشینند.

    به گزارش مهر، تعداد گفتگوهای انجام شده توسط خبرگزاری مهر با کارشناسان اهل فن و مرمتگران متخصص و همچنین حجم اطلاعات و اسناد موجود در خبرگزاری جملگی حاکی از این واقعیت است که لااقل نقدهای جدی می توان به شیوه ها و ابزار بکار رفته در نحوه مرمت این اثر جهانی وارد دانست و نمی توان از نقد کارشناسان برجسته کشور در این زمینه که قطعا از ریاست سازمان میراث فرهنگی در دانش مرمت کمتر نمی دانند ، بی تفاوت گذشت.

    گرچه مبنای خبرگزاری مهر درباره این موضوع شنیدن توامان حرفهای مجریان امر مرمت و منتقدان بوده و خواهد بود، اما مسئولان بنیاد پارسه هنوز در برابر سئوالات مطرح شده پاسخی قانع کننده ارائه نکرده اند و پیگیریهای مهر هم در این باره بی نتیجه مانده است.

    این خبرگزاری به عنوان رسانه ای که بیطرفی و چند صدایی بودن را معیار کار حرفه ای خود در امر اطلاع رسانی شفاف قرار داده است، مجددا اعلام می کند که حاضر به شنیدن توضیح مسئولان مربوطه درباره عکسها و سایر مستندات موجود درباره نحوه مرمت آرامگاه کوروش است و از برگزاری هرگونه مناظره و جلسه نقد و بررسی در این باره نیز استقبال می کند. اما سکوت مسوولانی که باید پاسخگو باشند ، عملکرد مثبتی از آنها به تصویر نخواهد کشید.

    در عین حال برای روشن شدن مبنای علمی و استنادی انتشار خبر تخریب سقف آرامگاه کوروش، برای اولین بار برخی از تصاویر مربوط به نحوه مرمت آرامگاه کوروش را منتشر می کنیم.

     

                      

    تصویری از مستندنگاری نمای شمالی آرامگاه کوروش در سال 1381 که توسط بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد تهیه شده است. چنانکه ملاحظه می کنید تمامی قسمتهای آرامگاه حتی کتیبه های یادگاری با روش " فتوگرامتری دستی " با مقیاس 1/1 در همان زمان ثبت شده است.

     

                                   

    تصویر گویای همه چیز هست. بجای تراش دادن علمی و اصولی سنگی جدید، سنگ تاریخی بنا را که از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است با شیوه ای کاملاً غیر علمی تراش داده و تخریب کرده اند. تراشه هایی که ملاحظه می کنید متعلق به قطعه سنگی از بدنه آرامگاه است.

     

                 

    گویا سنگ تاریخی 2500 ساله سقف بنای آرامگاه با ابتدایی ترین شیوه ها شکسته شده و براده های آن بر روی زمین قابل مشاهده است. خدا کند اینگونه نباشد.

                     

    تخریب بخشهای دیگری از سقف. همانطور که در تصویر می بینید سنگ 2500 ساله سقف آرامگاه با ابزار و شیوه ای کاملاً غیر علمی تراشیده شده است.

            

    استفاده از چکش بادی برای سوراخ کردن سنگ سقف آرامگاه یکی دیگر از مواردی است که کارشناسان امر مرمت را به واکنش و انتقاد نسبت به نحوه مرمت سقف آرامگاه کوروش واداشته است.

             

    در این تصویر استخوانی را می بینید که هنگام مرمت سقف و در حین تخریب بتون سقف و حرکت به سمت فضاهای خالی در درون سقف پیدا شده است. برخی از کارشناسان با توجه به فرضیه احتمال دفن کوروش در سقف آرامگاه احتمال می دهند که این استخوان به هر حال می توانسته با این موضوع ارتباطی داشته باشد.

    سئوالی که این کارشناسان مطرح می کنند این است که آیا درباره این استخوان مطالعاتی انجام شده است؟ این استخوان الان کجاست؟ آیا این استخوان نمی توانسته فرضیه دفن کوروش در سقف آرامگاه را تقویت یا حتی رد کند؟

                  

    در این تصویر نمونه ای از نحوه بست های فلزی بکار رفته در مرمت آرامگاه کوروش را ملاحظه می کنید. چنانکه می بینید برای این کار از آهنهای معمولی که دچار زنگ زدگی هم هستند برای احیای بست ها استفاده شده است.

    کارشناسان امر مرمت بر این نکته تأکید دارند که باید لااقل برای استفاده از بستهای فلزی از آهنهای استیل و روکش دار استفاده شود. از نظر آنها علت این امرنیز چگالی سرب و آهن و وضعیت قرار گیری این بست ها در معرض عوامل جوی است که خطر تاثیرات مخرب ناشی از اختلاف نوسانی حرارتی باعث می شود تا در صورت رسیدن آب به فلز، فلز دچار زنگ زدگی در درون سنگها شود و این امر خطرات غیر قابل بازگشتی برای سنگهای آرامگاه دارد.

    خبرگزاری مهر در حالی این تصاویر را منتشر می کند که چندی پیش مدیر پایگاه پارسه پاسارگاد از مرمت کارشناسی شده و مناسب سقف آرامگاه کوروش خبر داده و گفته بود : خوشبختانه مرمت سقف آرامگاه کوروش کاملا دقیق و کارشناسی و مبتنی بر اصول علمی و حرفه ای انجام شده است.

    محمد حسن طالبیان افزوده بود: در مرمت سقف این اثر تاریخی از سنگهای خام مشابه سنگهای به کار رفته در آرامگاه که در محوطه موزه جدید پاسارگاد موجود بود استفاده شده است.

    بنا بر اظهارات مدیر بنیاد پژوهشی پارسه از آنجا که حدود 50 سال پیش و دوره " علی سامی" مرمتگر از سیمان به جای قطعات سنگی استفاده می شده به مرور زمان سیمان و سنگها از هم جدا شده بودند لذا تصمیم به مرمت آناستیلوز گرفته شد که مرمت به روش استفاده از سنگهای مشابه است و این شیوه بیش از شش دهه است که در تخت جمشید و پاسارگاد انجام می شود.

    طالبیان می افزاید: مرمتگر سقف آرامگاه کوروش از سابقه ای درخشان در مرمت سنگ برخوردار است و دارای مدرک ممتاز هنری در این زمینه و آموزش دیده ایتالیا است. از این رو کار مرمت آناستیلوز این اثر را کاملا دقیق و اصولی انجام داده است.

    وی تصریح کرده است به دلیل نفوذ آب باران در سقف آرامگاه کوروش، مطالعات بر روی این سقف از سه سال گذشته آغاز و مستند نگاری این اثر با شیوه های مختلفی از جمله لیزر اسکن، قبل از اقدامات مرمتی صورت گرفت.

    منبع وب سایت  www.tehran.ir

    متاسفم .......



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • ذوالقرنین ... (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •                                                 

     

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    آیه 1. و یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا علیکم منه ذکرا

    و از تو، درباره «ذو القرنین‏» می‏پرسند در پاسخ ایشان بگو: بزودی، سرگذشت او را، برای شما بازگو خواهم کرد.

    آیه 2. انا مکنا له فی الارض و اتیناه من کل شی‏ء سببا

     ما او را در روی زمین قدرت و حکومت دادیم و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم.

    آیه 3. فاتبع سببا

    ذو القرنین از این اسباب‏، پیروی و استفاده‏ کرد

    آیه 4. حتی اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حماة و وجد عندها قوما قلنا یا ذا القرنین اما ان تعذب و اما ان تتخذ فیهم حسنا

    تا به غروبگاه آفتاب رسید. در آنجا چنین در نظرش مجسم شد که خورشید در چشمه یا دریایی تیره و گل‏آلود فرو می‏رود و در آنجا مردمی را دید. گفتیم:ای ذوالقرنین، آیا می‏خواهی «آنان‏» را مجازات کنی‏، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نمایی‏.

    آیه 5. قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم یرد الی ربه فیعذبه عذابا نکرا»

    ذو القرنین گفت: ما کسی را که ستم ورزیده مجازات خواهیم کرد، سپس او به سوی پروردگارش باز می‏گردد و خداوند او را مجازاتی شدید خواهد نمود.

    آیه 6. واما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنی وسنقول له من امرنا یسرا

    و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت و ما به فرمان خود، او را به کاری آسان واخواهیم داشت (یا دستور آسانی به او خواهیم داد).

    آیه 7. ثم اتبع سببا

    سپس بار دیگر از وسایلی که در اختیار داشت استفاده کرد.

    آیه 8. حتی اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا

    همچنان به راه خود به طرف مشرق ادامه داد، در آنجا دید که خورشید بر جمعیتی طلوع می‏کند که برایشان در برابر تابش آفتاب، هیچ‏گونه پوشش و سایبانی قرار نداده بودیم

    آیه 9. کذلک و قد احطنا بما لدیه خبرا

    آری، کار ذوالقرنین این چنین بود! و ما به خوبی از امکاناتی (= خبری) که پیش او بود، آگاه بودیم.

    آیه 10. ثم اتبع سببا

    باز از وسایلی که در اختیار داشت استفاده کرد و به قصد سفر حرکت نمود.

    آیه 11. حتی اذا بلغ بین السدین وجد من دونهما قوما لا یکادون یفقهون قولا

    همچنان راه خود را ادامه داد تا به میان دو کوه (= سد طبیعی) رسید و در کنار آن دو کوه، قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی‏فهمیدند.

    آیه 12. قالوا یا ذا القرنین ان یاجوج و ماجوج مفسدون فی الارض فهل نجعل لک خرجا علی ان تجعل بیننا و بینهم سدا

    آن گروه به او گفتند: ای ذو القرنین، طایفه یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد می‏کنند، آیا حاضری پولی از ما بگیری و میان ما و آن‏ها سدی ایجاد نمایی؟

    آیه 13. قال ما مکنی فیه ربی خیر فاعینونی بقوة اجعل بینکم و بینهم ردما.

    ذو القرنین در پاسخ آنان گفت: آنچه پروردگارم به من در آن تمکّن داده‏، [از کمک مالی شما] بهتر است‏. مرا با نیرویی [انسانی‏] یاری کنید [تا] میان شما و آنها سدی استوار قرار دهم.

    آیه 14. اتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین قال انفخوا حتی اذا جعله نارا قال اتونی افرغ علیه قطرا

    قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید) تا وقتی که کاملاً میان دو کوه را پوشانید، گفت‏: (در اطراف آن آتش بیفروزید، و) در آن بدمید تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت‏: « (اکنون‏) مس مذاب برایم بیاورید تا روی آن بریزم

    آیه 15. فما اسطاعوا ان یظهروه وما استطاعوا له نقبا

    [در نتیجه‏، اقوام وحشی‏] نتوانستند از آن [مانع‏] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند

    آیه 16. قال هذا رحمة من ربی فاذا جاء وعد ربی جعله دکاء و کان وعد ربی حقا

    ذو القرنین در پایان کار سد گفت: این سد خود نعمت و رحمتی از پروردگار من است، و[لی‏] چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سد] را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است‏.

     آیاتی چند از سوره کهف به زندگانی ذوالقرنین می پردازد.

    برگرفته از سایت : http://zulqarnain.persianblog.ir

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • اعتراض به نصب تندیس اسکندر در عراق (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •  

     

     

     

     

     

    خطاب به:

    وزیر امور خارجه ایران و سفیر فرهنگی ایران در یونسکو

     


    جای تأسف است که فراموشی و غفلت ما ایرانیان و سپس بی توجهی عذاب آور مقامات کشورمان در رابطه با فرهنگ و تمدن ایران پیش از اسلام باعث شده که هر روز شاهد یک توهین تازه در شکل های مختلف از سوی کشورهای مختلف باشیم...

     

    آری...ملتی که به خویشتن احترام نگذارد، دیگران هم به او احترام نخواهند گذاشت!

     

    اوایل بهمن ماه سال جاری وزیر امور خارجه یونان در گفتگو با همتای عراقی خود، تصمیم گرفته اند که در راستای تسهیل روابط سیاسی و فرهنگی یونان و عراق(!)مجسمه ای از اسکندر مقدونی در شهر موصل(اربیل)، جایی که اسکندر به عمر نخستین امپراتوری متمدن جهان پایان داد، نصب شود.


    نخست مجسمه ی تائیس، آن فاحشه ی آتنی که اسکندر را تحریک کرد تا برای جاودان کردن نام خود پارسه را به آتش بکشد...و امروز تندیس مردی که با شمشیر و اسب افسارگسیخته خود فرهنگ و تمدن ده ها قوم را دستخوش غارت و تاراج و انهدام کرد.شگفتا! با آن که خود یونانی ها زخم خورده ی حملات اسکندر ددمنش بودند، امروز برای او تندیس و لوح یادبود می سازند و تمدن کهن خود را در وجود چنین شخصی متبلور می یابند!


    تغییر نام خلیج فارس در نشنال جیوگرافی،تصاحب و تصرف نام آوران دانش و فرهنگ و ادب ایرانی توسط کشورهای مختلف،ساخت فیلم های تبلیغاتی همچون الکساندر و 300،حذف تمدن ایرانی از فهرست کتب درسی دانش آموزان و دانشجویان غربی و بالاخره نادیده گرفتن فرهنگ و تمدن دیرینه ایران در تمام ابعاد آموزشی...این ها تنها گوشه ای از تجاوزاتی بود که توسط بیگانگان به فرهنگ ماتنها در چند سال گذشته صورت گرفته و چه بسا این روند همچنان ادامه دارد...!

    بدین ترتیب ما ایرانیان رسما مراتب اعتراض خود را به وزیر خارجه یونان و نیز مقامات فرهنگی یونان و عراق اعلام می داریم و از مقامات ایران خواهشمندیم که اعتراض ملت ایران را به گوش مقامات عراق برسانند...

    هم اکنون مطلبی را از یک منبع معتبر و اتفاقا مورد قبول یونانی ها نقل می کنم که بیانگر تمام حقیقت درباره نخستین امپراتوری جهان و احترام آن به ارزش های بزرگ بشری همچون دموکراسی و حقوق بشر تا واپسین لحظات حیات خود بود:


    خبر نبرد اربل که در پایان سال دوم صد و دوازدهمین المپیاد(331) به وقوع پیوست، در سال بعد به یونان رسید.بسیاری از شهرهای یونانی(...)با شنیدن این خبر بر آن شدند که برای حفظ استقلال مورد تهدید خود دست به تلاش هایی بزنند(...).آنها بر این باور بودند که اگر بگذارند که ایرانیان کاملاً از پای درآیند،یونانیان دیگر نمی توانند آزادی خود را حفظ کنند.


    دیودوروس سیسیلی،کتاب هفدهم،بند 62

    نویسنده: داریوش

     

    لینک اعتراض :

    http://www.persianpetition.com/Sign.aspx?id=26407820-7224-41e9-b4e6-04742383e150



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • آداب چهارشنبه سوری (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •  

     

     

     

     یکی از سنت های باستانی ایرانیان برگزاری جشن چهارشنبه سوری بوده که شب چهارشنبه آخر هرسال، ایرانیان در همه شهرها با برپایی آتش، مراسم باشکوهی برگزار می کردند. این آیین از آن جهت به غروب آخرین سه شنبه (شب چهارشنبه) موکول شده است که زرتشت، با رسیدگی حساب های گاهشماری به تنظیم و تدوین دقیق تقویم توفیق یافت و آن سالی بود که تحویل سال به سه شنبه ای مصادف شد که نیمه آن سه شنبه تا ظهر، جزئی از سال کهنه و نیمه بعدازظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نیمه شب همان روز می دانستند، بنابراین فردای آن سه شنبه را نوروز شناختند و شبش را جشن گرفتند و آتش افروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوری قرار دادند. به یک عقیده دیگر ایرانیان مراسم آتش افروزی در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرین چهارشنبه سال قرار داده اند، تا از عقیده اعراب پیروی کرده باشند که روز چهارشنبه یا یوم الاربعا» را شوم و نحس می دانستند. درمورد وجه تسمیه «چهارشنبه سوری» عقیده دارند، به مناسبت آتش افروزی، آن شب را «سور» (سرخ) نامیده اند. در مطلب زیر که بررگفته از کتاب فرهنگ مردم است آداب چهارشنبه سوری آمده است.


    آداب چهارشنبه سوری


    آداب اصلی چهارشنبه سوری در سراسر مناطق ایرانی نشین یکی است ولی در برخی از شهرها سنت های کوچکی به آن اضافه شده و بر شیرینی و زیبایی آن افزوده است; این آداب و سنت ها به طور خلاصه چنین است: 

    -  آتش افروزی: زیباترین و قدیمی ترین آداب مربوط به چهارشنبه سوری، برافروختن آتش و جستن از روی آن است. این کار عصر سه شنبه آخرسال که فردایش چهارشنبه است انجام می شود. باید اشاره کرد که تمام آداب و سنت های چهارشنبه سوری، در شب چهارشنبه آخر سال برگزار می گردد. آتش را در حیاط خانه و یا در کوچه و یا یک میدان باز و با گذاردن سه کپه (بوته) روشن می کنند و در حین جستن از روی آن می خوانند: «زردی من از تو/ سرخی تو از من» به این معنا که بیماری ها و ناخوشی ها را به دور می ریزم و سلامتی و تندرستی تو را در خود می گیرم. پس از سوختن بوته ها، خاکستر باقیمانده را جمع می کنند و کنار دیوار می ریزند و کسی که خاکستر را بیرون ریخته باید در بزند و از درون خانه از او بپرسند: «کیه؟» و او جواب بدهد: «منم.» بعد از او بپرسند: «از کجا آمده ای؟» و او جواب دهد: «از عروسی.» سپس از او بپرسند: «چه آورده ای ؟» و او بگوید: «تندرستی.» 

    -  کوزه شکنی: یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام، به کوچه می افکند و می گفت: «درد و بلای ما بره توی کوزه و بره توی کوچه.»

    -  فالگوش: از دیگر مراسم مربوط به چهارشنبه سوری، فالگوش ایستادن است; بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند، نیت می کنند و سر چهارراه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند. بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر، این کار را در پشت در اتاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اتاق شنیدند را به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.

    -  آجیل چهارشنبه سوری: رسمی که از قدیم در ایران متداول است، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است. این آجیل شور و شیرین، مانند آجیل مشکل گشاست; یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو، قیسی، کشمش سبز، مویز، باسلق، پسته و بادام، فندق بو نداده، نقل، شکر، پنیر، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند. خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است. 

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • نوروزتان پیروز (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  • نوروز _ زیبا ترین جشن در آیین زرتشت


    جشن نوروز بزرگترین ، برجسته ترین ، ویژه ترین و باشکوه ترین یادگار ایرانیان از روزگار باستان تا به امروز است. بیشترین ارزش این جشن را میتوان در آن دانست که با پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای گوناگون چون کوهی استوار از هجمه ها و حمله های یونانیان ، ترکها ، مغولها و اقوام وحشی عرب جان به در برده و با روح و احساس مردم این سرزمین چنان سرشته شده است که همه ساله در ژرفای دل و جان و روان خود چشم به راه فرا رسیدن آن هستند.

    طبق عقاید زرتشتیان ماه فروردین به " فراوشی " اشاره دارد و دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار تحول میکند.
    جشن نوروز از رسوم باستانی و ملی ایرانیان میباشد. جزییات چگونگی این جشن تا دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان نیز هیچ اشاره ای به آن نشده است. تنها اطلاعات اندکی مربوط به دوره ساسانیان در این باره وجود دارد.

     

    ای اهورامزدا

    تو را سپاس میگوییم

    و تو را به نیایش می ایستیم

    و با تمامی اندیشه های نیک

    و با تمامی گفتارهای نیک

    و با تمامی کردارهای نیک

    به تو نزدیک میشویم.

     

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • سخنان زرتشت (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •  

    سخنان زرتشت :

     


    ای خدای دانا، تو که همواره آیین ِ راستی و منش ِ نیک را استوار داشته ی، مرا چنان بیاموز که اندیشه های خردمندانه و گفته های زبانِ تو را بازگو کنم. خواستم آموزش هایی است که از آنها بهترین زندگانی پدید آمده است.


    *********************************

    ای خداوند جان و خرد، کسانی را که نیکوکار و نیک اندیش و بر راهِ راستی و درستی می بینی، کامروا ساز، نیک میدانم که هیچ نیایشی نیست که از جان و دل برآید و بی پاسخ بماند.


    *********************************
    ای که بهترین هستی و با بهترین راستی هماهنگ هستی، با مهر و دلبستگی، بخششهای نیک منشی و درست اندیشی را برای خود و فرشوشتر رادمرد و دیگر یاران برای همیشه میخواهم.


    *********************************
    ای خدای دانا، با بودن این بخششها، از ما کاری سر نزند که تو و راستی و بهترین اندیشه را بیازاریم. ما همه با هم شما را می ستاییم زیرا شما را که پیشبرندگان توان هستید، سزاوار ستایش میدانیم.

     

     

     

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
  • گفتار "زرتشت" (دوشنبه 88/4/29:: 1:51 صبح)
  • رضا زایر محمدی
  •  

    ای مردم نباید به سخنان و حکم دروغ پرستان گوش دهید. زیرا آنها جان و مال و شهر را دچار احتیاج و فساد می کنند.

    پس آنها را از خوتان برانید.

    به آن کسی گوش کنید که از راستی برخوردار است.

     

     



  • کلمات کلیدی :
  • نظرات شما ()
       1   2   3   4   5   >>   >

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • * نام و نام خانوادگی :
    * آدرس ایمیل:
    موضوع پیام:
    *پیام:

    فرم تماس از پارس تولز

    Persian Websites Directory